دیدار دوباره
امروز قراره صبا گلی بره نیریز پیش مادرجون و پدر جون.یک ماهه که ندیدنت نفس
من.منو تو یه هفته میمونیم ولی بابایی باید برگرده.
چرا؟آخه بابایی باید صبح شنبه بره بانک.اگه نره دعواش میکنن.
دلت تنگ میشه جیگرم؟خوب منم دلم برای بابایی تنگ میشه ولی در عوضش
مادرجون و پدر جونو میبینیم دایی علی و دایی امین و خاله فرزانه رو میبینیم.
قول میدم بهت کلی خوش بگذره.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دیدار دوباره
